شيخ ذبيح الله محلاتى

180

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

چون زنى اندر همه عالم نبود * بهر على تا كه كند شوهرى كرد خدا خلقت اين نور پاك * تا كه نمايد بعلى همسرى روح الامين با همه شأن و مقام * نسبت خود داده به او چاكرى نيست ترا راه بدرگاه او * تا نكنى چاكرى اى جوهرى فخر كند هركسى از رتبه‌اى * جوهرى از مرتبهء ذاكرى و له ايضا بازم خيال دختر طبعم برآمده * بهر مديح فاطمهء اطهر آمده ام الائمة زهرهء زهرا درين جهان * كز آن وجود يازدهش گوهر آمده احمد چه عقد مهر و مه اندر جهان ببست * پيغام خطبه‌اش ز بر داور آمده به‌به چه دخترى كه نيايد بروزگار * مانند او كه با عليش همسر آمده روزى سه بار جلوه نمودى براى دوست * هر لحظه‌اى به طرز نكوئى برآمده راضيه و رضيه و مرضيه‌اش لقب * از زهره است يازدهش اختر آمده دنيا نبد مجال تامل براى او * فردا نگر چسان بصف محشر آمده زهرا نگر بكرب و بلا زينب حزين * از خيمه چون بقتلگه آن مضطر آمده اثر طبع وفائى دختر طبعم از سخن رشته بگوهر آورد * بهر ثناء مدحت دخت پيمبر آورد دختر از اين قبيل اگر هست هماره تا ابد * مادر روزگار اىكاش كه دختر آورد آورد از كجا و كى مادر دهر اين‌چنين * فاطمه‌اى كه مظهر قدرت داور آورد چونكه خداش برگزيد از همهء زنان سزد * جاريهء كنيز او ساره و هاجر آورد حق چه نديد همسرش در همه ممكنات از آن * لازم و واجب آمدش خلقت حيدر آورد چونكه ملك بخدمتش فخر كنند بايدى * بوالبشر از نتاج خود سلمان و بوذر آورد پايهء قدر وجاهش ار بكند كسى بيان * حامل عرش فرش را پايهء منبر آورد